تبليغاتX
چهارراه

چهارراه

ادامه چهارراه قبلی که نمی دونم چرا از اکثر ای اس پی ها فیل تره و خودمم نمی تونم

اشکها و لبخندهای ممنوعه

این روزها  به جز برنامه نود و بعضی وقتا فوتبال داخلی( گاهی پرسپولیس) و خارجی( بازیهای بارسلون و گاهی لیگ برتر انگلیس)، سعی می کنم سریال اشک ها و لبخندهای حسن فتحی رو هم از دست ندم...

تجربه ساخت سریال های  موفقی مانند میوه ممنوعه توسط فتحی، دیالوگ های مثال زدنی  علیرضا نادری، ارجاعات بی بدیل به گذشته روتوش شده آداب و فرهنگ معاصر ایرانی( به طور اخص تهرونی) ، تعلق خاطر اظهر من الشمس به همه وجوه سینمای ایرانی و  زنده یاد علی حاتمی ورفاقت های به سبک کیمیایی، داستان و فیلمنامه بدیع و غیر تکراری و مهم تر از همه بازی های قوی گوهر خیر اندیش، مهدی هاشمی، برزو ارشمند!! و شهره لرستانی و.. و...  همه دست به دست هم داده اند که خیلی ها سریال ها و برنامه های  آب دوغ خیاری ( یوزارسیب و جومونگ و....!!) رسانه ملی را به دیزی و اب گوشت ناب و ایرانی اشک و لبخندها  ببخشند... و موقتا دست از تحریم سیمان جمهوری اسلامی ایران بکشند...

پی نوشت ۱ -راستی این عبارات: .... به این آقایان کوتوله (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن بوده، اما لقب ژنرال را یدک می کشند اعلام می‌دارد هرچه سریعتر دست از نوچه‌بازی، نوچه‌پروری بردارند ...این مطالب شامل همه گنده‌باقالی هایی که به عنوان نوچه در کنار این کوتوله‌ها هستند نیز می‌باشد...  از دیالوگ های شمسی شالفروش نبود؟!! آها نه اون که  متن بیانیه مایلی کهن به قلعه نوئی بود

پی نوشت ۲ - یکی از سکانس های جالب این سریال  -البته اگر اشتباه نکنم - سکانس پرتاب گوجه در جلسه سخنرانی اون یکی بازیگر سریاله بود. مرام لاتی و از رو نرفتنش و اجرای دیالوگ های بعدیش را ماه بازی کرد. بخصوص اون تیکه ای که در جمع هوادارانش اعلام کرد: ازین زین پس!! در همه جلسه ملسه های گروه رقیب شرکت کرده و جلسه ملسه هاشون رو در هر سطحی به هم خواهد ریخت ...

ای وای مثل اینکه اشتباه گرفتم، این هم اون نبود....

پی نوشت 3- خوندن روزنوشت جدید ابطحی خالی از لطف نیست - به قول خودش این هم همینجوری!! البته همچی هم همنیجوری نبود... یه جوری بود... یادتونه که الهام و متکی و مشایی و کی و کی کی با چه حراراتی دست می زدن ؟!!! .. اونجوری

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:30  توسط علی محقق  | 

چه غلطی می کنم؟

توی محوطه باز بیرون به اصطلاح سالن با یکی دوتا از بچه ها ایستاده بودیم و بی توجه به صدای گوشخراش و تهییج کننده موسیقی و اواز محلی پری پری پریوش...* که از دو فقره باند قوی روی سر  و کول مدعوین می ریخت از هر دری گفتمان می کردیم.... مثلا!!

توی همین گیر و دار یکی از بچه ها ملبس به یه دست کت و شلوار براق آنچنانی و کراوات قرمزی در دست، خنده ای تا بناگوش بر لب، بدو بدو  از اون سر حیاط اومد سمتم و و با همون سرعت گفت:

علی اقا این کروات رو برام می بندی؟!

من و منی کردم و با خنده گفتم : بلد نیستم بخدا....

اخماش رفت تو هم و با همون سرعت که اومد راهش رو کج کرد و برگشتنی بلند گفت:  اخه ۱۰ ساله تهرون چه غلطی می کنی تو که بلد نیستی یه کروات هم ببندی!!!!

پانوشت:   *- ... پای ثابت موزیک و رقص دستمال بازی  عروسی های امسال عید دهدشت و یاسوج و نوراباد و...

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:25  توسط علی محقق  | 

غضنفرهای جهان متحد شوید

-داستان پیوستن ابطحی به ستاد کروبی (که یه زمانی ابطحی اون رو غضنفر اصلاحات می نامید) هم در نوع خودش جالبه و می تونه از برکات سال عجیب غریب ۸۸ محسوب بشه!!

اوایل سال ۸۶ بود اما انگار همین دیروز بود که به دنبال مصاحبه های تند و تیز کروبی با خبرگزاری فارس علیه خاتمی و مجمع روحانیون و موسوی لاری و جبهه مشارکت و دیگران و دیگران..... محمد علی ابطحی با نوشتن پست هایی در وب نوشته هایش کروبی را تلویحاغضنفر اصلاحات نام نهاد..... حالا و با گذشت کمتر از یک سال و نیم از آن زمان ظاهرا ابطحی غضنفر گل بخودی  رو  به هندونه سر بسته ای به نام موسوی که کم کم داره چاقو می خوره و باز میشه ترجیح می ده.... الله اعلم...

ابطحی در همون ایام تحلیلی درباره خودش، کروبی و و داستان غضنفر های سیاسی رو به نقل از یکی از سایت های خبری در وب نوشته هایش گذاشت که خواندن دوباره اش بعد از چندین ماه بی مناسبت نیست..  

پی نوشت بی ربط: این هم ظاهرا از دیگر برکات سال جدیده که هیشکی دستش به نوشتن نمیره و دل و دماغی برا نوشتن حداقل بین مجموعه دوستان وبلاگی و از همه بدتر خود چهارراه وجود نداره.........

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:13  توسط علی محقق  | 

اختلال در سیستم مخابراتی فردین (مثلا طنز)

این کشتی کشتی ما هم انگاری جدی جدی به گل نشسته است. دیروز همین جا توی تهران  و در جام جهانی کشتی به آذربایجانی ها باختیم و حتی توصیه های فنی احمدی نژاد و علی آبادی درباره شیوه به پل بردن و از پل در رفتن و بزکشی و سالتو و فتیله پیچ و دریبلینگ در منطقه هیژده قدم هم افاقه نکرد....

کسب مقام اولی در مسابقه دیروز در مقابل آذربایجان( که با کسب اجازه از ناطق نوری و شریعتمداری یه زمانی استان پانزدهم ایران بود) چنان بدیهی و قطعی می نمود که علی ابادی و سایر مشاوران دارنده رایحه ای خوش، دکتر احمدی نژاد  را برای کسب روحیه و حضور هر چه بهتر در مسابقات 22 خرداد به صورت غیر منتظره راهی سالن مسابقات کردند. اما متاسفانه این بچه های تیم ملی که شیوه فرار از پل و مقاومت در ثانیه های پایینی بلد نیستند. صد بار علی آبادی به این فردین معصومی گفته بود وقتی نامجو مطلق از سمت راست سانتر می کنه تو سریع زیر دو خم حریف رو بگیر اما مگه گرفت؟؟؟

به گزارش میخنا یک هفته پس از این مسابقه یکی از مقامات یکی از کشورهای خاورمیانه در جریان پونصد و پنجاه و هشتمین سفر دولت نهمی - انتخاباتی خود به یکی از استان های آن کشور با ذکر روايت جالبي از  جنگ الکترونیک دشمن و گشت‌زنی و حمله هواپيماهاي رادارگریز آنها به سالن مسابقات کشتی در روز مسابقه فینال از راز شکست تیم ایران در این مسابقه پرده برداشت. وی که در جمعی با سقا و بی ریا سخن می گفت،گفت: دو فروند هواپيماي رادارگريز دشمن با ایجاد اختلال در سيستم مخابراتي فردین معصومی عامل اصلی این شکست بودند. این دو هواپیما در ارتفاع بالا بر فراز محل دوشک!! حضور يافته و سيستم مخابراتي دوبنده قرمز را مختل می‌كنند، وحتی  با وجود استفاده از سيستم جايگزين مخابراتی  دشمن توانست  توطئه خودش را اجرا کندو دلاور کشورمان در ثانیه پایانی کم آورد. به گفته او قرار بود این مسابقه روز اول بهمن ماه همزمان با آغاز كار اوباما برگزار شود، اما به دليل شرايط جوي غزه، به تعويق افتاد.

پی نوشت مرتبط - روايت احمدي‌نژاد از حمله هواپيماي دشمن به ماهواره اميد اینجا 

پی نوشت نامرتبط - دستور احمدی نژاد به مدیران: مانع سخنراني كانديداها در اماکن دولتی نشوید.اینجا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 9:48  توسط علی محقق  | 

تحلیل می کنییممم

در راستای فراخوان رئیس جمهور محترم از صاحبنظران برای تحلیل سفر ایشان به یزد و با توجه به اینکه صاحبنظر نیستم و فقط آقای کیهان شریعتمداری و فارس مقدم و ایران خانم اشتهاردی صاحبنظر هستند من به جای یزد سفر رئیس جمهور سابق به یاسوج  را تحلیل می کنم. شاید صاحب نظر نباشم اما شهر شهر خودمه و چهارراه هم مال خودمه، خاتمی هم که متعلق به همه است حتی مخالفان!! 

استقبال عجیب و بی سابقه مردم یاسوج از محمد خاتمی در روزهای اخیر در  همین آغاز راه پیچیده انتخابات دهم به نقطه عطف تعیین کننده ای مبدل شده است و از زوایای مختلفی قابل تفسیر و نتیجه گیری است 

قبل از آغاز سفر با در نظر گرفتن ساختار سیاسی اجتماعی این سه شهر  به نظر می رسید گرانیگاه و نقطه تعیین کننده این سفر یاسوج و نوع استقبال و واکنش مردم استان کهکیلویه و بویراحمد به حضور خاتمی خواهد بود و  گروه های سیاسی نحوه استقبال مردم یاسوج از خاتمی را به دقت دنبال می کردند.

از یک سو یاسوج و استان ک - ب یکی از استان های لرنشین تکیه زده بر رشته کوه زاگرس محسوب می شود و اقای کروبی سبد رای اصلی خود را لای الوار جستجو می کند!!!  و از سوی دیگر بر اساس تقسیم بندی های معمول درصد قابل توجهی از مردم استان کهکیلویه و بویراحمد جزو دهک های پایین جامعه  که این روزها به عنوان دریافت کنندگان سود سبد سهام عدالت و سبد یارانه نقدی و بعبارتی  سبد ارای احمدی نژاد محسوب می شوند.

اما واقعیت عصر روز جمعه در یاسوج  و استقبال بیست سی هزار نفری مردم  این شهر کوچک چیزی دیگری می گوید. کاروان سنگین بیش از هزار خودرویی  استقبال از رئیس جمهور سابق، ورود خاتمی به شهر در میان استقبال با شکوه مردم ، اجتماع مثال زدنی  مردم شهر بی هیچ وعده شام و ناهار و وام و مبلغی و شعارهایی که مردم سر می دادند همه  تحلیل هایی از جنس بالا را کم رنگ و باطل کرد.

یاسوجی ها ثابت کردند حتی مردم محروم ترین نقاط ایران هم اگرچه مانند تمام مردم جهان دغدغه نان و مسکن دارند. و اگر چه پشتشان زیر بار تورم سی چهل درصدی و بیکاری و بی برنامگی مسئولینشان خرد  شده است باز هم در کنار دغدغه نان و مسکن دغدغه آزادی دارند و  خواستار زندگی عزتمندانه و در عین آرامش در کشوری دموکراتیک هستند. درست مثل تمام مردم جهان..... انها می خواهند همسایه بی ازاری برای تمام جهان به نظر بیایند همانگونه که هستند...آنها می خواهند ایرانی باشند همانگونه که همیشه بوده اند.

 پی نوشت: یکی از نکات جالب حضور خاتمی در یاسوج نوع شعارهایی بود که مردم سر می دادند.  یاسوجیها  از همان بدو  ورود خاتمی در مصلای شهر یکصدا شعار می دادند: یا مرگ یا آزادی...... جالبه که حداقل  ۱۰۰ سال است که در این کشور مرتب ازادی میخواهیم و آن را شعار دادیم و تا یکقدمی اش هم  رفته ایم و بار ها و بارها خیال کرده ایم که آن را به چنگ آورده ایم ولی اندکی بعد .... خواب یا سراب... شاید هم به تعداد افراد روی زمین تفسیر برای ازادی وجود دارد و ازادی به زعم خاتمی با با ازادی به زعم من یا آزادی به زعم  تو و آن دیگری و آن دیگر تری حتما متفاوت است....

جواب جالب و رندانه  میزبانان خاتمی  به شعار پیشنهادی مجری  برنامه هم جالب توجه بود: مجری با تمام قوا شعار می داد: سلام بر سه سید فاطمی...... و مردم جواب می دادند: خاتمی و خاتمی و خاتمی - می شود گذاشت به حساب غلیان شور و احساسات جمع حاضر. شایدم منظورشان این سه تا بود:  سید احمد خاتمی و سید محمد خاتمی و .... راستی لیلا حاتمی سیده؟!!!

اشاره: ادامه مطلب به نوعی همین مطلبه یه کم لفظ قلم تر و مطول!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 13:1  توسط علی محقق  | 

چه معنی داره ؟!!

سردار عزیز الله رجب زاده رئیس پلیس نیروی انتظامی تهران بزرگ در جلسه ای با روسای اصناف گفت: «از این پس استخدام فروشنده مرد در فروشگاه های عرضه کننده لباس بانوان ممنوع است و در صورت مشاهده تخلف به شدت برخورد قانونی می شود.».......اینجا
 
رونوشت: غارهای تورابورا جهت استحضار برادران طالب و قاعد
 
پی نوشت۱: آره خب، چه معنی داره مرد مانتو بفروشه . مرد باید بره ارومیه یا اصلا همین دشت کویر کشاورزی کنه، تراکتور سوار شه، بیل بزنه ...
پی نوشت۲: برادر رجب زاده لطفا تکلیف فروش البسه مردانه توسط بانوان محترمه را هم مشخص کنید . اصلا چه معنی داره خانم ها کت شلوار بفروشند.......
پی نوشت۳: برادر رجب زاده لطفا چه معنی داره  در پلیس بعلاوه ۱۰ و غیره و غیره خانما برگه خلافی و غیره و غیره بدن دست مرد نامحرم.......
پی نوشت۴: برادر رجب زاده لطفا چه معنی داره از خیابونی که مرد های محترم رد می شوند خانمها هی با تردید تردد کنن.......
پی نوشت۵: برادر رجب زاده لطفا چه معنی داره در کشوری که مردها زندگی می کنن خانمها هم زندگی کنند...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 10:0  توسط علی محقق  | 

شروع مثل سال 76 پایان مثل...؟

آغاز سفر های انتخاباتی خاتمی از فارس ؛درست مثل 12 سال پیش

درست مثل 12 سال قبل یعنی نیمه اسفند ماه سال 1375 سید محمد خاتمي به عنوان جدی ترین گزینه اصلاح طلبان و قدرتمند ترین کاندیدای انتخابات دهم( به گواه افکار عمومی و همچنین طیف رقیب)، سفرهای انتخاباتی خود را روز پنج شنبه 15 اسفند از شهر شیراز مرکز استان فارس آغاز خواهد کرد و با توقف یک روزه ای در شیراز  و سخن گفتن با شیرازی ها ظهر روز جمعه از انجا راهی یاسوج مرکز استان کهکیلویه و بویراحمد خواهد شد و پس از آن روز شنبه مهمان مردم بوشهر خواهد بود.

در آن سال خاتمی با پرواز ساعت 7 و 30 دقیقه صبح  روز سه شنبه چهاردهم اسفند ماه سال 75 وارد فرودگاه شیراز شد و در میان استقبال گرم دانشجویان و سیاسون خط امامی استان  و در بی خبری محض عامه مردم پیش از هر چیز به گلزار شهدای دارالرحمه رفت.(روایت بابک داد خبرنگار همراه خاتمی ازسفرهای انتخاباتی سال 76 خاتمی و مقایسه آن با روزهای پیش رو خواندنی و تامل برانگیز است است)

اگرچه سید محمد در روزهای خاطره انگیزه اسفند 75 سفرهای اتوبوسی خود را به شیوه ای متفاوت ونو کلید زد و در شرایطی خاص و با برنامه ای منسجم و یارانی متحد برای جلب و جذب ارای عمومی شهروندان قدم به خارج از پایتخت گذاشت  اما اکنون با گذشت دوازده سال از آن زمان بار دیگر در شرایطی وارد گود رقابت های انتخاباتی می شود که نه مطالبات مردم شباهت چندانی با ان روزها دارد ، نه شرایط اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی  شبیه آن روزهاست، نه خاتمی ان هندوانه سر بسته خرداد 76 است و مهم تر از همه اینکه یادش بخیر آن انسجام و اتحاد یاران  و هدفی که دیگر نیست.......   

 ........... مطلب کامل این پایین در ادامه مطلبه

  پی نوشت: لحن رسمی این نوشته را بر چهارراه ببخشید. بگی نگی سفارشیه برای استفاده در یک سایت و نشریه!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:36  توسط علی محقق  | 

تقدیر

 جشنواره 197  توسط نیروی انتظامی و با هدف تقدیر از 197 پلیس برگزیده بر اساس تلفن ها و اس ام اس های مردمی برگزار خواهد شد. 

به دنبال اعلام برگزاری این جشنواره صنف تولیدکنندگان آفتابه طی پیامکی که نسخه ای از ان برای چهارراه ارسال شد!! مجری طرح امنیت اجتماعی در تهران را به عنوان پلیس برتر به این جشنواره پیشنهاد کرد. اعضای این صنف درباره دلیل این انتخاب خود اعلام کردند که بازار آفتابه که با مدرن شدن آلات و سرویس های بهداشتی از رونق افتاده بود به دنبال اجرای طرح امنیت اجتماعی و استفاده گسترده از این محصول در جریان مبارزه با اراذل واوباش، جان دوباره ای گرفت. این گروه  اعلام کرد بر این اساس صنف آفتابه ساز در این وانفسای بحران جهانی  اقتصاد، رونق یک دو ساله اخیر بازار را مدیون پیگیری های ایشان دانسته و این جشنواره را فرصتی برای تقدیر از نگاه تولید گرایانه این پلیس فداکار می داند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:38  توسط علی محقق  | 

واقعا چرا؟

چایی و شرینی تعارف کردم و با گفتن: چه عجب از این ورا و صفا اوردین و این حرفا ..... بعد از ماهها با دوست خونوادگی محترم مثلا دیدار تازه کردیم.. طبق معمول حرف و حدیثای این روزا داشتیم از وضعیت پرداخت حقوق و مزایای دم عید و عیدی و چی دادن چی ندادن حرف می زدیم. که معلوم شد به اونا هم مث ما هنوز هیچی ندادن...

 این وسط متوجه شدم همسر اقای مهمان هی همینجوری از الکی زل می زنه توی صورتم و خریدارانه وراندازم می کنه. یه کم تعجبم گل کرده بود. اواخر تعجیم بود که بانوی محترمه مهمان پرید وسط حرف و گفت: می بخشید علی آقا شما چرا عمل کاشت گونه انجام نمی دین. به نظرم قیافه تون رو  از این رو به اون رو می کنه ها؟ بعدشم تندی گفت: من یه دکتر خوب سراغ دارم. پول زیادی هم نمیگیره..

 از این پیشنهاد باشرمانه خشکم زد و موندم چی باید بگم. فقط متوجه شدم لهجه ام برگشت و گفتم: ههههههههههههو؟؟!! کی؟ مو ؟!!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 21:4  توسط علی محقق  | 

آن مرد با بنزین آمد

چند روز پیش مرد مسنی در مقابل ساختمان مجلس یا به گفته برخی آگاهان خانه ملت با ۳لیتر بنزین آزاد لیتری ۴۰۰ تومنی خودسوزی کرد. به گفته شاهدان عینی و غیرعینی آن مرد که نه جانباز بود و نه معتاد، نه عضو هیچ گروهک تروریستی بود و نه طرفدار هیچ جناح سیاسی، نه برانداز نرم و نارنجی بود، و نه هیچی دیگه، فقط بیکار بود. همین!

علی لاریجانی مردی که نه جانباز است و نه معتاد، هم مخالف گروهک های تروریستی است و هم طرفدار یک جناح سیاسی، نماینده همه مردم قم (جانبازان، معتادان، بیماران، سالم ها و...) است و بیکار هم نیست،رئیس همان مجلسی است که این فرد ۶۰ ساله در مقابل آن خود را با بنزین آزاد لیتری ۴۰۰ تومان مصوب در همین ساختمان مجلس جزغاله کرد اما فعلا زنده است.

لاریجانی که تریبون و رادیو دارد اما امکانات تست فوری اعتیاد ندارد، از پشت تریبونش به هفتاد میلیون ایرانی از جمله خانواده آن مرد اعلام کرد که آن مرد جانباز نبود اما معتاد بود....!!!

اما بازپرس جنایی تهران که امکانات تست اعتیاد دارد یک روز بعد اعلام کرد که آن مرد معتاد نبود.....

اصلا گیرم که  آن مرد معتاد بود، گیرم که هم تریاک و هروئین مصرف می کرد و هم کراک و شیشه و گاهی هم از سر خوشی زیاد اکس هم می زد، گیرم که جانباز نبود و رنگ جبه ها را هم ندیده بود، گیرم که دهه ۶۰ تا اهواز هم نرفت، .....

آقای لاریجانی... آقای لاریجانی من که شرمم شد از حرفهای آن روز.... آن مرد هر کس که بود، به عنوان یک ایرانی،به خانه ملت به خانه ای که رئیسش توئی پناه آورده بود.... آن مرد دم در خانه تو خودش را از زور فلاکت و نداری به شعله های اتش سپرد ... آقای لاریجانی شما یک عذرخواهی و حلالیت طلبی به آن مرد و شاید به همه موکلان خود در سراسر کشور بدهکارید.....

 پی نوشت: روایت دکتر اسفندیار اختیاری نماینده زرتشتی ها در مجلس از خودسوزی مقابل مجلس ( دکتر اختیاری استاد سه چهار تا درس تخصصی ام در دوران تحصیل در دانشگاه یزد بود- کلی هم سر یک همایش و یه نشریه دانشجویی اون روزا با هم جر و بحث کردیم-یادش بخیر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:40  توسط علی محقق  | 

قیمه خوردیم، اگر خدا قبول کند

امروز ظهر به مناسبت یا بهانه اربعین، مسجد میدان فلسطین (اسمش یادم نیست - همون سیاسی ترین مسجد تهران که یکی از کارویِژه های اصلی تعریف شده برای آن مرگ بر اسرائیل گفتن است) میزبان جماعت عظیمی از هم استانی های مقیم تهران بود. به صرف مداحی و سینه زنی،نماز، وعظ و خطابه و قیمه با دوغ!!

من خود به چشم خویشتن دیدم که همه آمده بودند. از نمایندگان فعلی و سابق و اسبق هر سه حوزه انتخابیه و شهرهای همجواری مثل بهبهان که دیگه شهر خومونه!! و نوراباد گرفته تا سیاسیون محلی و کاندیداهای بالفعل و بالقوه آینده های دور و نزدیک. شجاع پوریان و موحد، سی باقر!! و هدایت خواه، حاج غلام!! و سی قریت!! و پای ثابت مراسم هایی از این دست یعنی مژدهی ( دارنده شعار انتخاباتی برتر سال - هر کی نه بای مژدهیعی... عغده ایعی  عغده ایعی!! - با لهجه طیبی) و  غیره.... همه برای چند ساعتی در یک کادر جا گرفته بودند... البته خبری از هیچگونه فردی با شالی سبز بر گردن نبود.... طبق معمول مدیران ارشد دولت های سابق و فعلی هم اکثرا بودند و خیلی سایرین دیگر.....  البته تعداد برادران سپاهی  هم استانی مقیم پایتخت بر سایر اقشار حاضر به شدت می چربید...

 خلاصه هم فرصتی بود برای یادآوری حادثه عاشورا از زبان اقای ابوترابی فرد و هم دیدار دوستان دور یا نزدیک...

درساعات پایانی مراسم و پس از توزیع ناهار، چمن سبز و کوچک میدان فلسطین و دور تا دور مجسمه سنگ به دستان فلسطینی کمی تا قسمتی شبیه میدان کهتر و معلم یاسوج شده بود و پذیرایی از قیمه به دستان فاتح را بر عهده داشت......

پی نوشت: سامان دادن این گونه اجتماع ها  و دید و بازدید هایی از این دست بی آنکه به دنبال واکاوی اهداف خاص داشته یا نداشته برگزار کنندگان آن باشیم، جالب توجه و قابل تقدیر است. حالا می خواهد بهانه این اتفاق مراسم شاد و شنگول اجرای موسیقی محلی در تالار وحدت باشد یا پاسداشت اربعین در سیاسی ترین مسجد پایتخت.... سی ضیا متشکریم!!! 

پی نوشت بی ربط: بحران ویرانگر اقتصادی جهان حاکم دوبی را سکته داد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:6  توسط علی محقق  | 

تقدیر فرمودند!!!

سرلشکر فیروزابادی که اظهارت چندی پیش وی در حمایت از کاندیداتوری محمود احمدی نژاد در انتخابات آینده ریاست جمهوری با واکنش تند سیاسیون اصلاح طلب از جمله کروبی مواجه شد در پیام جدیدی به مناسبت برگزاری راهپیمایی ۲۲ بهمن و سخنان رئیس جمهور در این مراسم به شکل معناداری به مدح و ثنای عملکرد ۴ ساله او پرداخت:

فیروزآبادی در آغاز این پیام سرگشاده چنین نوشته است:

جناب آقاي محمود احمدي‌نژاد رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران / افتخار ملت مسلمان و انقلابي ايران، دلير فرزانه‌اي مجاهد و صادقي خدوم است كه افتخار وي جلب رضايت خاطر ولي امر مسلمين و هويت او برخاسته از تاييد ملتي است كه چوناني هم او را لياقت بخشيده و در كنارش طي طريق كرده‌اند.

دیگر تصنیف هایی که سرلشکر فیروزابادی در وصف آقای احمدی نژاد در نامه سرگشاده خود ردیف کرده اند عبارتست از: 

خدمتگزاری پاك‌نهاد و مومن كه با مجاهدت خالصانه و داهيانه خود، كشور را به سمت قله رفيع سعادت و عزت رهنمون مي‌سازد.

 *كسي كه معناي خدمت صادقانه را در لواي پيروي از ولايت‌فقيه دنبال مي‌كنند و با اعتقاد به نصرت الهي، ميراثي ديرين و ماندگار را زير نام نوراني امام خميني (ره) در تاريخ ايران زمين به ثبت رسانده‌اند.

 *دلاور مردی شجاع و با صلابت كه همچون بنياني مرصوص، مديريتي راهبردي و قاطعانه را در مسير اعتلاي تمدن پر افتخار كشور ترسيم و تصوير نموده‌اند و در اجراي آن جوانمردانه و با عمل انقلابي جهاد نموده‌اند.

 رئیس کل ستاد نیروهای مسلح در ادامه خطاب  به احمدي‌نژاد چنین می نویسد:

نزديك چهار سال هدايت سكان مديريت عالي اجرايي ايران عزيز، اين كشتي نور بنيان در تلاطم‌هاي جهان، نشان از رهروي و تلاش صادقانه خستگي‌ناپذير و خردمندانه حضرت عالي دارد. تلاشي ماندگار كه دعاي خير رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگ ايران موجب تقويت و استحكام آن گرديده است .....

وی در ادامه  گفت: اين برادر بسيجي‌تان به نمايندگي از خيل عظيم بسيجيان كشور و همه سربازان ولي امر در نيروهاي مسلح و فرماندهان ارجمند افتخار دارم كه از گزارش مقام محترم رياست جمهوري در راهپيمايي عظيم و بي‌نظير تاريخي ملت بزرگ و شهيدپرور ايران ابراز مسرت و خرسندي نمائيم و به عرض برسانيم كه نيروهاي مسلح..... بيش از پيش آمادگي خود را براي دفاع از ميهن عزيز و مقدسمان ايران و امنيت و آسايش اين ملت پرافتخار اعلام نمائيم. و از توجه و پشتيباني شما قدرداني مي‌كنم. .........

 الحاقات چهارراه :

رونوشت:

 -حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی جهت اطلاع  و یادآوری شرایط حساس کنونی

 - حجج اسلام خاتمی و کروبی جهت محاسبه کار خود قبل از  اقدامات بعدی در خصوص انتخابات....

- جناب آقای میر حسین موسوی جهت محاسبه کار خود قبل از اقدامات بعدی در خصوص انتخابات....

پی نوشت مرتبط: خیر است انشاءالله .....

پی نوشت یه ذره مرتبط: جعلي بودن مدرک دکتراي رحيمي هم از سوي وزير علوم تائيد شد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:56  توسط علی محقق  | 

برای جوادخیابانی

خدایا خداوندگارا؛ این خیابانی جواد رو از ما نگیر،

-همو که روز بازی ایران و کره به ما آموخت؛ باران شدیدی در ورزشگاه آزادی می وزد!

-همو که اگر اسم بازیکن پشت پیراهنش نوشته نشده باشد جواد نکونام را از کریم باقری تشخیص نمی دهد....

-همو که ثابت کرد یک گزارشگر فوتبال اصلن لازم نیست  اطلاعات عمومی، اطلاعات فوتبالی،آداب سخن گفتن، تاریخ، جغرافیا، ریاضی اول ابتدایی و حتی سواد خوندن و نوشتن و غیره ....بلد باشد فقط کافی یه کم پاچه خواری بلد باشه....

-همو که حین گزارش فوتبال وقتی به یه چیزی بند کرد (مثلن خوب بازی کردن کریم یا هر چی ....)دیگه تا پدر صاحب بچه رو درنیاورد ول کن ماجرا نیست... 

همو که بازی ایران - کره را بزرگترین دربی آسیا می داند( دربی را تعریف کنید و شکل آن را بکشید - ۲ نمره)

خدایا اصلن یه کار دیگه ... این صدا و سیمان را اقلن تا انقلاب مهدی از ما نگیر .....

پی نوشت فوتبالی: قرمزته!

نکته کنکوری: سوال بسیار بسیار سخت آزمون کارشناسي ارشد رشته علوم سياسي (دیروز) !!! خدایا یه خواهش کوچولوی دیگه: زاهدی رو هم فعلا از ما نگیر...

* به این میگن استفاده بهینه از شناسنامه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 9:53  توسط علی محقق  | 

استقلال اسلامی

خونه یکی از دوستان نشسته ام و بحث آمدن ممد خاتمی(با ممد آتاری اشتباه نشه!!) و سرنوشت اصلاح طلبان بین من و میزبان و اون یکی مهمان در جریان است. آنسوتر تلویزیون روشن است و مثل همه روزهای بهمن ماه سه دهه صلابت انقلابیون را به تصویر کشیده ... یکی از راهپیمایی های میلیونی و مختلط دختر پسری، آخوندی  دانشجویی ،چادری سرلختی و ریشی کراواتی ـ و سایر تناقضات ـ احتمالا  مربوط به ماههای بعد از پیروزی را نشون می داد. جمعیت با مشت های گره کرده شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی سر می دادند....

 یلدا دختر ۳-۴ ساله میزبان ما هم وایساده بود جلوی تلویزیون  و همراه با جمعیت مشت کوچکش را گره کرده بود به تقلید از جماعت شعار می داد.  ...... با این تفاوت که  فقط اول و آخر شعار رو تونسته بود یاد بگیره . بالا و پایین می پرید و با شیرین زبونی خاص خودش می گفت: استقلال اسلامی.....استقلال اسلامی...

بیراه نمی گفت ها... سی سال گذشت.... فقط استقلال و اسلامی..... بقیه اش کو پس؟؟؟ .... آزادی؟.. جمهوری؟

 پی نوشت  بی ربط اما مفصل تر از متن: لیلا حاتمی همون که در پویش دعوت از خاتمی، عجز و لابه می کرد که ممدخاتمی جون مادرت اگه می خوای من و بقیه بر و بچز مثل گلشیفته نریم اون ور آب زود باش بیا این ور آب و یه هفته بعدش سینما جمهوری شون اتفاقی اما عمدی در آتش سوخت، بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر شد... خاتمی که اومد، با سکه های جشنواره هم میشه سه چارتا از صندلی های  سینما رو جفت و جور کرد... باز از هیچی بهتره... نه؟

پی نوشت دوم: بر عکس بعضی دولت های نهم و فیدوس و غیره لوگوی جدید چهارراه بدون هیچ مراسم خاصی و واکنش مثبت و منفیی اون بالا نصب شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 10:28  توسط علی محقق  | 

چارراه بعدی

از بس که  چارراهی قبلی از همه آی اس پی ها حتی محل کار خودم فیلتر بود و جون نداشت...

از این به بعد اگه خواستم بنویسم

سر این چهاراه وای میستم و می نویسم......

چارراه قبلی یادش بخیر   

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:25  توسط علی محقق  |